به سرزمين عشق من و مادرم خوش آمديد

 

خدا حافظ.... خدا حافظ....

 

دگر رویت نمی بینم گل بستان ....خدا حافظ

مگر روز قیامت با دل گریان....خدا حافظ

چو بلبل کز حضور گل جدا گردد به نو میدی

جدا گشتم ولی با سینه ای سوزان...خدا حافظ

 

خدا حافظ پناه هق هق من
خدا حافظ رفیق عاشق من
خدا حافظ غزل های نخونده
خدا حافظ تمنای نمونده
خدا حافظ رگ و ریشه ی فریاد
که اسمت به ترانه هام نفس داد


برچسب‌ها: خداحافظ, مادر, فرشته
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 15:47  توسط علی اصغر عبادی  | 

 

گفتم : چگونه باید ناز ترا کشیدن            گفتا : به قیمت دل از غیر ما بریدن

گفتم : شود میسر روی ترا ببینم              گفتا : شود میسر اما به چشم دیدن

گفتم : ز جام وصلت می میتوان بنوشم      گفتا : نخست باید شهد بلا چشیدن

گفتم :ز هجر رویت تا کی به ره نشستن      گفتا : نشستن از تو از ما به سر دویدن

گفتم :شود که روزی شام غمت سر آید       گفتا : شود ولیکن با جان به لب رسیدن

گفتم :غم فراقت کی می رسد به پایان         گفتا : رسد به پایان با شرط قد خمیدن

 


برچسب‌ها: فراق یار, دوری
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:23  توسط علی اصغر عبادی  | 

بگو مادر هنوزم یادی از ما میکنی یا نه !

                          درون خاک تیره با عزیزانت مدارا میکنی یا نه !

به هر دردی که گشتم مبتلا کردی مداوایم

                         غم بی مادری هم مداوا میکنی یا نه ؟!

 

 روحش شاد یادش گرامی

 


برچسب‌ها: یادی از ما, یاد مادر
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:19  توسط علی اصغر عبادی  | 

 

 

 

ما در ای والاترین رو یا ی عشق

 ما در ای دلوا پس فردای عشق

 ما در ای غمخوار بی همتا ی من

 اولین و آخرین معنای عشق

 زندگی بی تو سراسر محنت است

 زیر پای توست تنها جای عشق

 ما در ای چشم و چراغ زندگی

 قلب رنجور تو شد دریای زندگی

 تکیه گا ه خستگی ها یم توئی

 ما در ای تنها نرین ما وای عشق

 یا د تو آرام می سا زد مرا

 از تو آهنگی گرفته نا ی عشق

 صوت لالائی تو اعجا ز کرد

 ما در ای " پیغمبر زیبای عشق "

 ما ه من پشت و پنا ه من توئی

 جا ن من ای گوهر یکتا ی عشق

 دوستت دارم تو را دیوانه وار

 از تو احیاء شد چنین دنیا ی عشق

 ای ا نیس لحظه های بی کسی

 در دلم برپا شده غوغای عشق

 تشنه آغوش گرم تومنم

  من که مجنونم توئی لیلای عشق

 عشق


برچسب‌ها: معنای عشق, مادر, عشق
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:57  توسط علی اصغر عبادی  | 

 

مادر الماسي است گرانبها که در روز ازل، در ظلمات و تاريکي روز اول خلقت به هر انسا ني عطا شده.

موهبت خدايي که بدون در نظر داشتن مرزهاي خاکي، بي خبر از همه رفتارهاي نژاد پرستانه، به دور از

هر گونه اختلافات طبقاتي و فرهنگي به مستمند و ثروتمند به يک نوع بخشوده شده. مادر رنگ

نميشناسد. سياه و سفيد نميشناسد. در پيشگاه مادر رنگ نيست، فرق نيست. مادر تکه اي از

خداست.

 بنــــــــــــازم همت والای مــــــــــادر

به قـــــــربان قـــــــد و بالای مـــــادر

تن جـــــان و سر و پايم فــــــدا بـــــاد

بــــــــه راه صبر جـــــــانفرساي مادر

نمي رفتم به خــــواب راحت و خوش

نبــــــود از نغمه يي لالاي مـــــــــادر

فــروغش روشنايي بخش جانهــــاست

رخ همر جهـــــــــان آراي مــــــــادر

ادا نتوان كنـــــم حقش، اگــــــــــر سر

بريزم همچــــــو زر در پـــــــاي مادر

به كودك، بـــــوي مادر مـي دهد جان

نگيرد دايه هـــــرگز، جاي مـــــــــادر

همه شب دـــــيده گان من، بــــــود باز

كه باشد انـــــدر آن، مـــــاواي مـــادر

لبم را بوسه ها مــــــــــــي زد شبانگاه

لب شيــــرين شكـــــــــر زاي مـــــادر

مي عشق و وفـــــا، در كــام من ريخت

بـــــود اين مستي از صهباي مـــــــادر

مــــــرا با شيره ي جان، پرورش داد

دل پر مهــــــــــــر و پرغــوغاي مادر

نخستين حـــــــرف را، او يـاد من داد

منم يك قطره از در پــــاي مـــــــــادر

گلـم با آب مهر ش، چـون عجين گشت

بـــــــه سر باشد مرا، سوداي مـــــادر

نبي فـــــــــرموده انــــــدر شــــان مادر

كــــــه جنت هست، زيـــــــر پاي مادر . 

 

 

 


برچسب‌ها: مادر, فاصله
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:0  توسط علی اصغر عبادی  | 

 

 

مـــــادر ای دل انگیزترین معنای عشق ...

مادر ای سايه‏ي الطاف خدا

ای سراسر همه مهر
ای دل انگيزترين معنی عشق
ای كه يادت همه آرامش من
ای وجودت همه خواهش من
تو نمايانگر الطاف خدايی مادر
مروه و حج و صفايی مادر
زير پای تو بهشت است بهشت
باز هم طفل توام
هرچه كردم
چه زيبا و چه زشت
دست تو گرمترين گرمي مهر
مهر تو پاكترين معني عشق
نفست رايحه‏ي ريحان است
ديدن روی نكويت مادر
همه درد مرا درمان است
ورد زير لب تو ذكر دعاست
خانه با بودن تو
بهترين باغ دل انگيز خداست

پاكتر از همه پاكي هايی
خوبتر ازهمه خوبي هايی
با صفاتر ز همه دنيايی
مادرم
مادر خوبم بخدا
دفتر عمر مرا
تو چو شيرازه‏ي هستی هستی
تو سزاوار چه هستی
همه چيز
من چه دارم كه تو را زيبد
هيچ
سايه لطف خدايی مادر
معني عشق و وفايی مادر
شعر من درخور تفسيرت نيست
اوج مهری و صفايی مادر

 

تنها فرشته ای كه روی زمين ديدم ، مادرم بود ...

 

قطعه ای شعر ادبی

محبت

محبت آتشی در جانم افروخت

که تا دامان محشر بایدم سوخت

عجب پیراهنی بهرم بریدی

که خیاط اجل می بایدش دوخت

*************************************

دکتر شریعتی

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم

درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم.

 

برچسب‌ها: مادر, معنای عشق, شعر در مورد مادر
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 23:29  توسط علی اصغر عبادی  |